تبلیغات
شاید این جمعه بیاید... شاید - محرم
یکشنبه 6 آذر 1390

محرم

   نوشته شده توسط: سوررن نورزاد    

....پایان سرخ یک آغاز...

محرّم، ماهِ حرام
اما مگر جهانِ خونریز، حرمتِ سنّتِ آدمیان را نگاه خواهد داشت؟
ماهِ حرام است و خون ریختن آدمیان، ممنوع؛ مگر خونِ بهترینِ آنها، و این ارمغانِ سال جدید است که گویی بنیانِ آسمان را چنین گذاشته اند.
سالِ نینوا چگونه آغاز می شود؟ آیا نینوا جشن خواهد گرفت؟
روزِ آغاز سال است و فرات، سرخ جریان دارد و خون فوّاره می زند. فرات را خوب گوش کنید!
آیا چکاچک شمشیرها را نمی شنوید؟ این خاطراتِ رودِ کهنه است که همچنان در خویش، محفوظ نگاه داشته است. آیا گریه ها را نمی شنوید؟ و نعره های دلیرانه را؟
در فرات، هنوز صدای نمازهای شب عاشورا، قطره قطره و موج موج جریان دارد. فرات هنوز شرمگین است. بیچاره رودِ پیر، قرن هاست کُند و شکسته می رود.
سال کوفه چگونه آغاز می شود؟ آیا هنوز مردانِ پیمان شکن هلهله می کنند و شمشیر می رقصانند؟ و آیا زنان بی شرم، همچنان از پنجره ها سرک می کشند تا کاروان خسته و تشنه ی خارجیانِ از راه رسیده را به تماشا و دشنام بایستند؟
اینک، در مرتفع ترین خاک حجاز ایستاده ام؛ رو به خورشید و دست را بالای چشم هایم گرفته ام تا دورتر را بهتر ببینم. آغاز سال است و ماهِ حرام؛ شمشیرهایی را می بینم که از تیغه هایشان خون می چکد و نیزه هایی که خورشید حمل می کنند و کاروان مهتاب که سوگوار و اسیر می پیماید.
آری این جا، سال جدید، این گونه آغاز می شود.
«جهان، خونریز بنیاد است، هشدار! سَرِ سال از محرّم آفریدند»