تبلیغات
شاید این جمعه بیاید... شاید - بازی دو سر باخت!
یکشنبه 27 آذر 1390

بازی دو سر باخت!

   نوشته شده توسط: سوررن نورزاد    

حدود 5 سال قبل، مقاله ی « فراماسونری: دجال آخرالزمان » با رویکرد خاص نسبت به مقاله ی فراماسونری تدوین گشت و به حول و قوه ی الهی و یاری امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، به سرعت در میان قشر تحصیلکرده، فعال، محقق و فرهنگی میهن اسلامیمان منتشر گردید و محققان، خطبا و مستند سازان متعددی، از مطالب و تصاویر آن استفاده نمودند و به ایجاد یک جبهه ی جدید در مقابل استکبار جهانی، یاری رساندند.

این مسیر گرچه با فراز و نشیب های متعددی همراه گردید و با زیرکی و عکس العمل دشمن در انتشار اطلاعات سست و ضعیف، افراط و تفریط هایی از سوی تعدادی از محققان همکار و همراه صورت گرفت، اما در کل موجب ارتقای دانش جوانان و فرهیختگان مومن و مسلمان، نسبت به تحرکات آخرالزمانی دشمن گردید.

بعد از انتشار مقاله ی مذکور، نقدها و نظرات بسیاری نسبت به آن وارد گردید که مورد استقبال مولف مقاله قرار گرفت و بعضاً موجب تکمیل برخی مطالب در مقالات تکمیلی مولف پیرامون فراماسونری از جمله « جهان در سیطره ی دجال؛ ایران جزیره ی امید »، « فراماسونری جهانی (دجال آخرالزمان) کدام مهره ی خود را در آمریکا به قدرت می رساند؟ »، « شیطان خودش را توجیه می کند؟ » و ... گشت. جالب این که تعدادی از منتقدان محترم، در ادامه ی مسیر، در زمره ی همراهان، همکاران و اعضای افتخاری وبسایت « وعده ی صادق » قرار گرفتند و مقالات این بزرگواران نیز در وبسایت « وعده ی صادق » چه با اسامی حقیقی و چه با اسامی مستعار درج گردید.

اما متاسفانه در طی چند ماه اخیر، فیلمی با عنوان « فراماسونری دجال آخرالزمان نیست! » از سوی برادران فعال در وبسایت « ردپا کلیپ » در فضای اینترنت منتشر شده است که موجب بروز تحیر، سردرگمی و شکاف در جبهه ی ضد « فراماسونری جهانی » گردیده و برخلاف سایر انتقادها، به جای سازنده بودن و تکمیل مطالب قبلی، تیشه به ریشه ی دستاوردهای ایجاد شده در طی 5 سال اخیر می زند! مولف این مقاله، از این جریان با عنوان « بازی دو سر باخت! » نام می برد و معتقد است که این جریان که تعدادی از برادران همکار و همراه به راه انداخته اند، اگر با شکل و شمایل فعلی ادامه یابد، نه تنها کمک چندانی به جامعه ی مهدوی، منتظر و ضد استکباری نمی نماید، بلکه این جبهه را شکافته و دستاوردهای آن را مورد هجوم قرار خواهد داد.

فیلمی که از سوی این برادران ارجمند تدارک دیده شده و عمده ی مطالب آن نیز بر اساس سخنرانی یکی از محققین ارجمند جناب آقای « حجت الاسلام محسن قنبریان » تدوین شده است، می رود تا با رویه ی نسنجیده و ناپخته ی خود، شرایط نامساعدی را در عرصه ی « دشمن شناسی » پدید آورد.

در طی چند ماه اخیر و به خصوص پس از نگارش مقاله ی وقت گیر و سنگین « مهدویون و امتحانی بزرگ »، مولف مقاله ی حاضر، وقت خود را معطوف نگارش مقاله ی « قرآن معجزه ی جاوید: سوره های « بقره » و « لقمان » و اعجاز شیر مادر » نمود و تلاش کرد تا به صورتی غیر جنجالی و در فروم « بیداری اندیشه » تنها به برخی از مطالب عنوان شده در فیلم نامبرده پاسخ دهد و از کشاندن این گونه مباحثات به عرصه ی وبسایت « وعده ی صادق » و سایر وبسایت های « خبری - تحلیلی » خودداری نماید و وقت گرانبهای اعضای وبسایت « وعده ی صادق » را صرف مسایل مهم تر نماید، اما متاسفانه ادامه ی این جریان و نیز تدبیر ضعیف سازندگان این فیلم، موجب گردید تا افکار و نظرات نامناسب، نگرانی ها و تشویش ها و سردرگمی هایی در بین علاقمندان به مباحث دشمن شناسی پدید آید. به همین دلیل و به ناچار و با پذیرش تعویق در برخی از فعالیت های وبسایت، به منظور جلوگیری از ادامه ی روند مخرب مذکور، در این مقاله بر آن شدیم تا برخی نکات مهم را پیرامون مستند نامبرده و حواشی آن بیان نماییم و کنکاش بیشتر در این زمینه را بر عهده ی مخاطبان فهیم و عزیز وانهیم.

البته لازم به ذکر است که تا زمان ظهور مبارک مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و نبرد ایشان با « دجال آخرالزمان »، هیچ یک از نظریه های مطرح شده پیرامون دجال، به صورت صد در صد قابل تایید یا قابل رد نیستند و این مقاله نیز در نظر ندارد تا به تایید یا رد قطعی هیچیک از احتمالات بپردازد؛ چرا که از نظر عقلانی و علمی، این کار صحیح نمی باشد.

در مورد بحث های مطرح شده در این مقاله، باید این نکته را متذکر شویم که مولف این مقاله، به هیچ عنوان قصد نداشته و ندارد تا تئوری خود را درباره ی شباهت احتمالی « فراماسونری » به « دجال آخرالزمان » به عنوان یک اصل کلی و لایتغیر بیان نماید و به هیچ وجه قصد ندارد تا احتمال « فرد » بودن « دجال » را زیر سوال برد، بلکه تلاش می نماید تا احتمال قوی تر و ضعیف تر را مورد بررسی قرار دهد. بنابراین عزیزان مخاطب، توجه داشته باشند که نسبت به مسایل مطرح شده، به صورت سیاه و سفید نگاه نکنند، بلکه احتمالات را بین دو طیف در نظر بگیرند.

در ضمن این مقاله قصد توهین به هیچ فرد یا گروهی را نداشته و تنها تلاش می نماید تا به برخی نقدها و شبهات پاسخ دهد.

همچنین ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که به منظور پرهیز از فرسایشی شدن اینگونه مباحثات و به دلیل پیشگیری از تشدید برخوردها بین گروه های خودی، این مقاله در قالب چندین پلان کوتاه و از زوایای مختلف، ارایه خواهد شد و از نگاشتن مقاله ای طولانی همچون « مهدویون و امتحانی بزرگ » که فرسایشی و وقت گیر بود، خودداری خواهد گردید؛ چرا که در سال تحصیلی جدید، وبسایت « وعده ی صادق » قرار بود وارد فاز جدیدی از مبارزه ی فرهنگی علیه دشمن شود که فعلاً نگارش این مقاله، ورود به آن فاز را به تاخیر انداخت و به همین دلیل تلاش خواهد شد تا این مقاله در کوتاهترین قالب ممکن ارایه شود.


بازی دو سر باخت

1 - پلان اول: عدم  رعایت  انصاف در  نقد  مقاله ی « فراماسونری: دجال آخرالزمان »


متاسفانه یکی از مشکلاتی که در مستند « فراماسونری دجال آخرالزمان نیست! » به چشم می خورد، عدم رعایت انصاف در نقد مقاله ی « فراماسونری: دجال اخرالزمان » و ارایه ی اطلاعات ناصحیح به مخاطب در مستند مذکور می باشد.

در مستند « فراماسونری دجال آخرالزمان نیست! »، سخنران محترم جناب آقای قنبریان در جای جای سخنرانی، مستقیماً یا غیر مستقیم، چنین به مخاطب القا نموده اند که مولف مقاله ی « فراماسونری دجال آخرالزمان » از هر حربه ای برای اثبات تئوری خود در زمینه ی شباهت « فراماسونری » به « دجال » بهره جسته است که از آن جمله به گزینشی برخورد کردن با روایات و ... اشاره شده است، ولی ایشان متاسفانه به صورت غیر منصفانه هیچ اشاره ای به این موضوع نکرده اند که مولف مقاله ی « فراماسونری دجال آخرالزمان » در همان مقاله ی معروف نیز ذکر کرده که علمای حوزه بعضاً به شخص بودن دجال و بعضاً به جریان بودن دجال اعتقاد دارند و در ادامه، مولف با ارایه ی شباهت های مورد اشاره در مقاله، اعلام نموده که با نظر علمایی که « دجال » را یک « جریان » و « حرکت فرهنگی » می دانند بیشتر موافق است! مطالب زیر عیناً از مقاله ی « فراماسونری دجال آخرالزمان » نقل می شود:

« صفحات 90 تا 92 مقاله ی « فراماسونری دجال آخرالزمان » چنین می گوید:

شباهت فراماسونری و دجال در روایات اسلامی

در روایات اسلامی، احادیث فراوانی در مورد دجال  و  خر  دجال  گفته  شده است و معصومین (ع)، فتنه ای که توسط دجال برپا می شود را سخت ترین فتنه ی  تاریخ  دانسته اند.(157)  معصومین (ع)  همواره  درباره ی  دجال به  مسلمانان  هشدار داده اند و مسلمین را از  فریب  خوردن  توسط  دجال  برحذر  داشته اند.  در روایات ذکر شده  است  که  دجالان  زیادی  در  طول  تاریخ  خواهند  آمد،(158)  اما  دجال آخرالزمان از همه خطرناک تر خواهد بود. توصیفاتی که در روایات پیرامون دجال و  خر دجال آمده اند، مربوط به همین دجال آخرالزمان می باشد. با این اوصاف، لزوم  شناخت  دقیق  این موجود خبیث بر هیچ کس پوشیده نیست، زیرا که در صورت عدم  شناخت  دجال، انسان ها ممکن است فریب خورده و دجال را یاری کنند و بدین ترتیب شقاوت  ابدی را برای خود بخرند.
معصومین (ع) برای این که مومنین را از چنگال  دجال  رهایی  بخشند،  نشانه ها  و توصیفات دجال را در روایات فراوانی ذکر کرده اند تا مومنین با مطالعه ی این توصیفات، بتوانند دجال را بشناسند و از افتادن در دام دجال برهند. نکته ی مهمی که در روایات دجال حایز اهمیت  است،  این  است  که  روایات  پیرامون  دجال،  بسیار  گسترده  و گوناگون بوده و بسیاری از آن ها از نظر سندی یا محتوایی مخدوش  می باشند؛  اما در هر حال روایات  مستند  فراوانی  نیز  وجود  دارند که می توانند راهگشای مسلمانان باشند.

از سوی دیگر، در بین علما نظرات متفاوتی در مورد محتوای روایات دجال وجود دارد.  برای مثال عده ای از  علما  معتقدند  که دجال و خر او شخصیت هایی حقیقی هستند و در واقع دجال یک  انسان،  و  خر  او  واقعاً یک خر می باشد.  اما عده ای دیگر از علما که تعدادشان نیز بسیار  زیاد  است، معتقدند که دجال و  خر دجال  توصیفاتی  نمادین  از  جریان های  فکری،  سیاسی، فرهنگی و اقتصادی خاصی هستند که مسلمانان و دیگر انسان ها  را  فریب داده  و خطرناکترین فتنه ی تاریخ را رقم می زنند.(159)

در نظر این خادم حقیر آقا امام زمان (عج)، به احتمال بسیار زیاد، سخن گروه دوم  از علما (که قایل به نمادین بودن توصیفات روایات در مورد  دجال  و  خر دجال  هستند)، صحیح تر به نظر می رسد؛  زیرا  سخن  گروه  اول  علما  بنا  به  دلایلی  کمتر  قابل پذیرفتن است.

برای مثال اگر بپذیریم که  واقعاً  دجال  انسانی  یک  چشم  و  دارای ویژگی های بسیار عجیب است و خرش نیز خری استثنایی  است  و  از  هر  مویش نغمه ای بلند می شود، چگونه می توان پذیرفت که عده ی زیادی  به  دورش جمع می شوند و از وی حمایت می کنند؟ زیرا اگر انسانی با  این  ویژگی های  عجیب  و غریب همراه با خری عجیب تر از خودش!  ظاهر  شود،  انسان ها  نسبت به او مشکوک شده و او را به راحتی می شناسند.  در این حالت، با توجه به عجیب  و  غریب بودن  این انسان (دجال)، مردم به راحتی وی را شناخته و دیگر از وی فریب  نمی خورند.  زیرا انسانی که یک چشم بوده و چشمش در وسط پیشانی  او  است،  به  راحتی  قابل شناسایی است. بنابراین دجال نمی تواند واقعاً یک انسان باشد، بلکه احتمالاً  نماد یک تفکر، گروه و یا جریان خاصی در آخرالزمان است که خیلی فریبنده و  بدون  اینکه دیگران متوجه شوند، اعمال شیطانی خود را انجام می دهد.

از توصیفاتی که در احادیث و روایات در باب دجال وارد  شده  است،  می توان  نتیجه گرفت که دجال یک شخص واحد نیست، بلکه یک جریان  و  یک  تفکر  است.  بیشتر توصیف ها در مورد دجال به صورت نمادین است و ویژگی هایی که برای دجال  گفته شده است، عموماً مربوط به انسان  نمی شود.  این  در  حالی  است  که  در  مورد سفیانی ( یکی دیگر از دشمنان امام زمان(عج) )، کاملاً ویژگیهای  یک  انسان  بیان شده است. به همین دلیل اکثر علما در مورد سفیانی اتفاق نظر دارند  که  سفیانی احتمالاً یک انسان است.

بسیاری  از  عالمان  بزرگ  از  جمله  آیت الله مکارم شیرازی  دجال  را  نماد  حرکات شیطانی « سردمداران ستمگر جهان مادی » می دانند.(160)  همچنین  مقام معظم رهبری  نیز  گرچه صریحاً از دجال نام نبرده اند، اما  بارها  به  خطر  « نظام سلطه »  اشاره  کرده اند.(161) از سوی دیگر امام خمینی (ره)  هم  بارها  آمریکا  را  «شیطان بزرگ»  نامیده اند.(162)  این نامگذاری ها نشان می دهد که  در  ورای  الفاظ  ظاهری،  باید  به  لایه های  پنهان معانی روایات نیز توجه کرد.

به نظر بنده ی حقیر، تشکیلات  جهانی  فراماسونری،  دجال  آخرالزمان  است.  زیرا شباهت های بسیاری با توصیفات نمادینی که از دجال در روایات  آمده  است،  دارد. همچنین فتنه ای که این تشکیلات جهانی به  راه  انداخته  است،  به حق  بزرگترین فتنه ی تاریخ است؛ تا آن جا که بزرگترین فتنه گران تاریخ  از جمله  اسراییل،  آمریکا، یهود، بهاییت و... همگی جزیی از این تشکیلات شیطانی هستند.

البته نظر ما در مورد دجال بودن فراماسونری،  با نظر علمای بزرگی همچون  آیت الله مکارم شیرازی و مقام معظم رهبری مغایر نیست؛ زیرا تشکیلات فراماسونری،  دقیقآً منطبق بر « استکبار جهانی » و « نظام سلطه »  است.  در واقع  در  این  مقاله، تلاش داریم تا صحت این ادعا را اثبات کنیم و تطبیق روایات پیرامون دجال را با فراماسونری (استکبار جهانی)، بررسی نماییم.

در هر صورت انسان جایزالخطا است  و  خطا کردن جزیی از  ذات  انسان  می باشد؛ بنابراین ما نیز از این قانون مستثنی نیستیم. در مورد  تطبیق  دجال  با  فراماسونری نیز باید ذکر کنیم که ما این مسأله را به  صورت  احتمال  قوی  ذکر  می کنیم،  اما  ادعا نمی کنیم که این مطلب صد در صد قطعی است. اگر این تطبیق  صحیح  نباشد  نیز قصور از جانب ما بوده است و اشکالی بر روایات مترتب نیست.


البته ترس از اشتباه نباید سبب شود تا از  مطالعه  در  نشانه های  ظهور  خودداری کنیم؛ زیرا ممکن است که ما نشانه ها را نشناخته و این نشانه ها به  وقوع  بپیوندند و ما نادانسته گرفتار فتنه های آخرالزمان شویم. اما در طی این  مطالعات،   باید  دقت کنیم که نشانه های ظهور را بدون مطالعه و  بی مهابا  بر  حوادث  اطرافمان  تطبیق ندهیم؛ بلکه در شرایطی این تطبیق را انجام دهیم  که  دقیقاً  نشانه ها  بر  حوادث منطبق باشند و ما خودمان آن ها را به یکدیگر ربط ندهیم! از سوی دیگر حتی اگر نشانه ها را بر حوادث اطرافمان تطبیق دادیم، باید مسؤلیت این مسأله را خودمان بر عهده بگیریم و از اشکال گرفتن بر روایات بپرهیزیم؛ زیرا این روایات نبودند که ما را  به تطبیق وا داشتند، بلکه ما خودمان این کار را انجام دادیم! با رعایت این مسایل،  هم  می توانیم نشانه های ظهور را به خوبی مطالعه کنیم و  ان شاء الله  بدین ترتیب  از افتادن در دام فتنه های آخرالزمان بپرهیزیم، هم از افتادن در اشتباهی که عده ای از پیشینیان ما انجام دادند (و به دلیل تطبیق نا به جای نشانه ها بر حوادث  اطرافشان عجله کردند و با عدم وقوع ظهور ناامید شدند)، خودداری کنیم.


بعد از ذکر این مقدمه ی طولانی،  به  بیان  شباهت های  فراماسونری  با  دجال  در روایات اسلامی  می پردازیم.  این  نکته  را  باید  متذکر  شویم  که  در  اینجا  سعی نموده ایم تا  عده ای  از  نشانه ها را ذکر کنیم که در اکثر روایات، مشترک بوده اند ... »

با دقت در عبارات فوق می توان دریافت که بنده به عنوان مولف مقاله ی « فراماسونری دجال آخرالزمان « در همان زمان نگارش مقاله نیز به وجود نظریه های مختلف در مورد « دجال » اشاره نموده و نظریه ی خود را در حد یک احتمال بیان نموده ام که احتمال اشتباه در آن نیز وجود دارد! بنابراین چگونه این وصله به این حقیر چسبانده شده که برای اثبات تئوری خود به هر ترفندی از جمله گزینشی برخورد کردن با روایات (همان تحریف با بیان محترمانه تر!) دست زده تا نظریه ی خود را اثبات کنم؟!

در واقع در همان مقاله نیز بنده به عنوان مولف مقاله به احتمال اشتباه بودن تئوری خود اشاره نمودم تا مخاطبان به صورت چشم بسته، مطالب ذکر شده در آن را نپذیرند و خدای ناکرده در صورت اشتباه بودن این تطبیق، دیگران راه را به اشتباه نروند.

این در حالی است که در بسته ی ارایه شده توسط وبسایت محترم « ردپا کلیپ »، عبارات پر طمطراقی همچون بسته ی معرفی « چیستی و کیستی دجال »، با اعتماد به نفس تمام و بدون توجه به ظرایف تبلیغاتی، با درجه ی قطعیت بسیار به کار رفته شده است!!!

حال برادر گرامی جناب آقای « قنبریان » باید پاسخگو باشند که چرا در سخنرانی خود ذکر نکردند که مولف مقاله ی « فراماسونری دجال آخرالزمان » در مقاله ی خود به احتمالات دیگری غیر از نظریه ی خود نیز اشاره کرده است تا مولف مقاله ی نامبرده متهم به تحریف روایات نگردد؟! آیا این امر خود تحریف نوشته های مولف مقاله نیست.؟


2 - پلان دوم: وجود برخی اطلاعات غلط در مستند

متاسفانه در فیلم مستند « فراماسونری دجال آخرالزمان نیست! » بعضاً اطلاعات غلط و ناصحیحی به مخاطب ارایه شده است. در بخشی از سخنرانی جناب آقای « قنبریان » و در راستای بیان جادوگری « دجال »، ایشان به جادوهای « کریس آنجل » جادوگر و شعبده باز مشهور غربی اشاره نموده و ذکر کردند که « بنده صراحتاً و ابداً قبول ندارم که کارهای وی بازی باشد، چرا که در جلوی دوربین های فیلم برداران و خبرنگاران اجرا می شود ... »:

این در حالی است که در فیلم ها و کلیپ های متعددی، بخش اعظم « حقه ها » و « شعبده های » « کریس آنجل » توسط شعبده بازان مشهوری همچون « جادوگر نقابدار : Masked Magician » و حتی خود شخص « کریس انجل » لو رفته است!:

اما با ملاحظه ی کلیپ های فوق، یک ایراد بزرگ بر سخنان جناب آقای « قنبریان » مترتب است:
از یک محقق عرصه ی « دشمن شناسی » بعید است که دست به چنین اشتباهی بزند و فریب تاکتیک و صحنه آرایی دشمن و « فراماسونری جهانی » را بخورد و حتی با ذکر عبارات « ابداً و صراحتاً قبول ندارم که کارهای کریس آنجل بازی باشند، چرا که فیلم برداران و خبرنگاران نیز در صحنه حضور دارند ... »، بر اشتباه خود تاکید ورزد!

آیا برادر بزرگوار ما جناب آقای قنبریان و همکاران وبسایت « ردپا کلیپ » تاکنون صحنه آرایی ها و فریبکاری های جهان استکباری را در عرصه های خبر رسانی، فیلم سازی، مستند سازی و ... ملاحظه نکرده اند که آنگاه با ملاحظه ی چند فرد اجیر شده و مزد گرفته در کلیپ های « کریس آنجل » که نقش خبرنگار و فیلم بردار بی طرف را بازی می کنند، فریب چشم بندی و شعبده بازی « کریس آنجل » و همکاران وی را می خورند؟!!! آیا با مشاهده ی لو رفتن حقه ی « شناور شدن در هوا » توسط خود « کریس آنجل » باز هم می توان اصرار کرد که کارهای « کریس آنجل » همگی واقعی هستند؟!!

خیر عزیزان! اعمال « کریس آنجل »، « دیوید کاپرفیلد »، « جادوگر نقابدار : Masked Magician » در عصر حاضر، و اعمال جادوگران عصر حضرت موسی (علیه السلام) و اعمال ساحران در هر عصر و زمانی، تنها چشم بندی، تردستی، شعبده و حقه بوده و می باشند و با کلک و حقه به خورد تماشاگر می روند! اصولاً همین تفاوت اعمال جادوگران با معجزات پیامبران و امامان (علیهم السلام) است که موجب گردید تا ساحران عصر حضرت موسی (علیه السلام)  مقابل اعجاز ایشان تسلیم شده و به ایشان ایمان بیاورند.

جالب این که لقب « کریس آنجل »، « دیوید کاپرفیلد » و « جادوگر نقابدار : Masked Magician »، علاوه بر جادوگر « Magician »، فریبکار ایجاد کننده ی توهم « Illusionist » نیز می باشد که بر فریبکاری و حقه بازی آن ها در ایجاد وهم و خیال در بیننده، تاکید دارد.

البته این فریبکاری های سرگرم کننده، تنها بخش کوچکی از ابزار آلات اغوا کننده ی « فراماسونری جهانی » می باشد؛ حال باید پرسید که آیا لقب دجال احتمالی آخرالزمان، نمی تواند برازنده ی « فراماسونری جهانی » باشد که با ابزار رسانه ای قدرتمند خود که روایات از آن به « خر دجال » تعبیر کرده اند، به فریب مردم پرداخته و حتی محققان کارکشته همچون بنده، شما و دیگران را نیز فریب داده است! به نحوی که امثال « عبدالله هاشم » که به زعم خود تلاش های بسیاری در جهت مبارزه با فراماسونری جهانی ترتیب دادند، در نهایت به دام یکی دیگر از مهره های این دجال احتمالی آخرالزمان (فراماسونری جهانی) یعنی « احمد بن الحسن الیمانی » افتاده اند:

http://www.alvadossadegh.com/fa/new-news/74-1388-12-05-17-45-54/10233-1390-03-28-20-41-56.html
و
http://www.alvadossadegh.com/fa/new-news/74-1388-12-05-17-45-54/10389-1390-04-06-18-43-46.html
و
http://www.alvadossadegh.com/fa/new-news/74-1388-12-05-17-45-54/10468--2.html
و
http://www.alvadossadegh.com/fa/new-news/74-1388-12-05-17-45-54/12321--l-r-.html


البته مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) نیز همین تعبیر (خر دجال) را درباره ی دستگاه قدرتمند رسانه های غرب به کار برده و نسبت به آن هشدار داده اند:

« وقتی‌ به‌ صحنه‌ی‌ نبرد نگاه‌ می‌كنم‌، صحنه‌یی‌ را می‌بینم‌ كه‌ یك‌ طرف‌ آن‌، شما ملت‌ ایران‌ كه‌ طرفدار اسلام‌ و نجات‌ مستضعفان‌ و دشمن‌ نظام‌ استكباری‌ دنیا هستید، قرار دارید و طرف‌ دیگر آن‌، دشمنان‌ شما، یعنی‌ سردمداران‌ جبهه‌ی‌ استكبار و ضد اسلام‌، دنباله‌روهایشان‌ و اراذلی‌ كه‌ در این‌ بین‌، به‌خاطر منافع‌ شخصی‌ و  هواهای‌  نفسانی‌،  دنبال‌  بوق‌  استكبار  و خر دجال‌ او راه‌ افتاده‌اند، قرار دارند. الان‌، كارزاری‌ برپاست‌; شوخی‌ نیست‌. جنگ‌ نظامی‌، تمام‌ شد. تازه‌ اگر دشمن‌ ـ یعنی‌ استكبار جهانی‌ ـ بتواند، حرفی‌ ندارد كه‌ باز هم‌ جنگ‌ نظامی‌ را راه‌ بیندازد; منتها برایش‌ آسان‌ نیست.
الان‌، یك‌ كارزار فكری‌ و فرهنگی‌ و سیاسی‌ در جریان‌ است‌. هر كس‌ بتواند بر این‌ صحنه‌ی‌ كارزار و نبرد تسلط پیدا كند، خبرها را بفهمد، احاطه‌ی‌ ذهنی‌ داشته‌ باشد و یك‌ نگاه‌ به‌ صحنه‌ بیندازد، برایش‌ مسلم‌ خواهد شد كه‌ الان‌ دشمن‌ از طرق‌ فرهنگی‌، بیشترین‌ فشار خود را وارد می‌آورد. كم‌ هم‌ نیستند قلم‌به‌مزدها و فرهنگیهای‌ دین‌ و دل‌ و وجدان‌ باخته‌ و نشسته‌ی‌ پای‌ بساط فساد استكبار ـ چه‌ غالبا و اكثرا در خارج‌ كشور و چه‌ تك‌وتوكی‌ در داخل‌ كشور ـ كه‌ برای‌ مقاصد استكباری‌، قلم‌ هم‌ بردارند، شعر هم‌ بگویند، كار هم‌ بكنند و دارند می‌كنند.
نبرد فرهنگی‌ را با مقابله‌ی‌ به ‌مثل‌ می‌شود پاسخ‌ داد. كار فرهنگی‌ و هجوم‌ فرهنگی‌ را با تفنگ‌ نمی‌شود جواب‌ داد. تفنگ‌ او، قلم‌ است‌. این‌ را می‌گوییم‌، تا مسؤولان‌ فرهنگ‌ كشور و كارگزاران‌ امور فرهنگی‌ در هر سطحی‌ و شما فرهنگیان‌ عزیز ـ اعم‌ از معلم‌ و دانشجو و روحانی‌ و طلبه‌ و مدرستان‌، تا دانش‌آموزتان‌ و تا كسانی‌ كه‌ در بیرون‌ این‌ نظام‌ آموزشی‌ كشور مشغول‌ كارند ـ احساس‌ كنید كه‌ امروز، سرباز این‌ قضیه‌ شمایید و بدانید كه‌ چگونه‌ دفاع‌ خواهید كرد و چه‌ كاری‌ انجام‌ خواهید داد... »  

« بیانات مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) در دیدار گروهی‌ از معلمان‌ و فرهنگیان و جمعی‌ از كارگران، در تقارن روز معلم‌ و روز جهانی‌ كارگر به تاریخ 12/2/69 »

http://www.leader.ir/langs/fa/?p=bayanat&id=287


اما یک سوال! چرا شعبده بازان و جادوگران غربی که عمدتاً عضو گروه های « فراماسونری » و « شیطان پرستی » هستند، اخیراً حقه های خود را لو داده اند؟

پاسخ این سوال با کمی تفکر به راحتی نمایان می شود. بله عزیزان! جهان استکباری و « فراماسونری جهانی »، با ارایه ی نمایش ها و برنامه های شعبده بازی و جادوگری از یک سو و سپس لو دادن آن ها از سوی دیگر، تلاش می نماید تا به خیال خود و به واسطه ی مهره های خود همچون « کریس آنجل »، « دیوید کاپرفیلد » و « جادوگر نقابدار » به صورت پیشگیرانه و پیشدستانه، اهالی مغرب زمین و مشرق زمین را در مقابل معجزات آخرالزمانی « مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) » و حضرت « مسیح (علیه السلام) » بیمه نماید! در واقع رسانه های غربی با نشان دادن اعمال شعبده بازی محیر العقول از سوی شعبده بازان مشهور و سپس لو دادن حقه های آنان می خواهد اذهان و افکار عموم را برای مواجهه با معجزات آخرالزمانی منجی موعود حضرت مهدی صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آماده نماید تا در صورت بروز اینگونه معجزات، به افکار عمومی مردم جهان اینگونه بقبولاند که این معجزات، تردستی و شعبده هستند!!! این ترفند و زدن انگ جادوگری به اولیای الهی از قرن ها قبل نیز وجود داشته و چه مشرکان مکه در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و چه مشرکان و کافران هم عصر سایر پیامبران الهی (علیهم السلام) به آن ها تهمت جادوگری و سحر می زدند و امروزه نیز دشمن با استفاده از ابزار آلات پیشرفته تر، تلاش می نماید تا مجدداً این تهمت ها را حواله ی منجی موعود آخرالزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نماید.