تبلیغات
شاید این جمعه بیاید... شاید - سنت هلاکت
یکشنبه 21 آذر 1389

سنت هلاکت

   نوشته شده توسط: سوررن نورزاد    

 یكی از سنّت‌های حاكم بر حیات اجتماعی انسان‌ها، سنّت هلاکت اقوام کافر، مستکبر و کُفرانگر نعمت‌ها است؛ بدین معنی که اگر بر جامعه‌ای ظلم و ستم و بی عدالتی حاکم باشد، آن جامعه قطعاً دچار سقوط و هلاکت خواهد شد. قرآن کریم می‌فرماید: آن اجتماعات را به خاطر ستمی که کردند، هلاک نمودیم و برای نابودی آنها موعد و مهلت قرار دادیم.»

یكی از سنّت‌های حاكم بر حیات اجتماعی انسان‌ها، سنّت هلاکت اقوام کافر، مستکبر و کُفرانگر نعمت‌ها است؛ بدین معنی که اگر بر جامعه‌ای ظلم و ستم و بی عدالتی حاکم باشد، آن جامعه قطعاً دچار سقوط و هلاکت خواهد شد. قرآن کریم می‌فرماید: «وَتِلْكَ الْقُرَى أَهْلَكْنَاهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَعَلْنَا لِمَهْلِكِهِم مَّوْعِدًا؛1 آن اجتماعات را به خاطر ستمی که کردند، هلاک نمودیم و برای نابودی آنها موعد و مهلت قرار دادیم.» مشابه همین مضمون در آیة‌ 11 سورة انبیا و آیة ۱6 سورة اسراء نیز آمده است، که طبق آن، در هر جامعه‌ای که طبقة رفاه‌طلب، رشد کنند و افراد جامعه دچار فسق، فجور، شهوترانی و بی بندوباری شوند، آن جامعه به سقوط کشانده خواهد شد. هرگاه اراده کنیم جامعه‌ای را به هلاکت برسانیم، به طبقة مترف آن امر می‌کنیم فسق و فجور را پیشه کنند. چه بسیار مردمی که در قرون بعد از نوح(ع) زندگی می‌کردند (و طبق همین سنّت) هلاک و نابود شدند و همین مقدار کافی است، که خدا از گناهان بندگانش آگاه و نسبت به آن بینا است.

بر این اساس، آیة بالا، هشداری است به همة مردم با ایمان که مراقب باشند و حکومت خود را به دست مترفین و ثروتمندان مستِ شهوت ندهند و از آنها دنباله‌روی نکنند که جامعة آنها را سرانجام به هلاکت و نابودی می‌کشانند.

نافرمانی خدا و نادیده گرفتن امر او، یکی دیگر از عوامل هلاکت جوامع است. خداوند برای قوم ثمود، صالح(ع) را فرستاد، که برایشان بیّنه و دلیل روشنی از طرف پروردگار آورده بود و آن دلیل، ناقه بود. صالح(ع) گفته بود، مزاحم این ناقه نشوید و بگذارید در سرزمین خدا به چرا بپردازد و به او آزار نرسانید. ولی آنها تصمیم به نابود کردن ناقه گرفتند و آن را پی کردند و کشتند و از فرمان خدا سر برتافتند، و به این امر هم قانع نشدند؛ بلکه سراغ صالح رفتند و صریحاً به او گفتند: «فَعَقَرُواْ النَّاقَةَ وَعَتَوْاْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ وَقَالُواْ یَا صَالِحُ ائْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الْمُرْسَلِینَ؛2 پس آن مادّه‏شتر را پى كردند و از فرمان پروردگار خود سرپیچیدند و گفتند: اى صالح اگر از پیامبرانى آنچه را به ما وعده مى‏دهى، براى ما بیاور.» هنگامی که آنها ستیزه‌جویی و طغیانگری را به آخر رساندند و آخرین بارقة ایمان را در وجود خود خاموش ساختند، مجازات الهی به سراغ آنان آمد، و همه را نابود ساخت.

نادیده گرفتن نعمت‌های الهی و شکرگزاری نکردن از آنها، یکی دیگر از عوامل هلاکت جوامع و قبایل است که نمونة بارز آن را در قرآن در قوم سبأ می‌توان مشاهده کرد.

«فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَیْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِیثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ؛3 تا گفتند پروردگارا میان [منزل‌هاى] سفرهایمان فاصله انداز و بر خویشتن ستم كردند، پس آنها را [براى آیندگان موضوع] حكایت‌ها گردانیدیم و سخت تارومارشان كردیم. قطعاً در این [ماجرا] براى هر شكیباى سپاسگزارى عبرت‌هاست.»

یکی دیگر از عوامل هلاکت قبیله‌ها و گروه‌های اجتماعی، انکار آیات الهی است. خداوند متعال در آیة‌ 52 سورة انفال می‌فرماید: «كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ كَفَرُواْ بِآیَاتِ اللهِ فَأَخَذَهُمُ اللهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللهَ قَوِیٌّ شَدِیدُ الْعِقَابِ؛ [رفتارشان] مانند رفتار خاندان فرعون و كسانى است كه پیش از آنان بودند، به آیات خدا كفر ورزیدند، پس خدا به [سزاى] گناهانشان گرفتارشان كرد. آرى خدای نیرومند سخت‏كیفر است.» بنابراین تنها قریش، مشركان و بت پرستان مکّه نبودند که با انکار آیات الهی و لجاجت در برابر حق، گرفتار کیفر گناهانشان شدند. این یک قانون جاودانی است که همه را در بر می‌گیرد، همچنان که هلاکت قوم نوح به جهت اعراض و سرپیچی از آیات الهی دانسته شده است. در ابتدا خدا نعمت‌های مادّی و معنوی خویش را شامل حال اقوام می‌کند؛ چنانچه نعمت‌های الهی را وسیله‌ای برای تکامل خویش ساخته و از آن در مسیر حق، مدد گرفته و شکر آن را که همان استفادة صحیح است، به جا آورند، نعمتش را پایدار، بلکه افزون می‌سازد، امّا هنگامی که این مواهب وسیله‌ای برای طغیان، سرکشی، ظلم، بیدادگری، تبعیض، ناسپاسی، غرور و آلودگی گردد، در این هنگام خداوند نعمت‌ها را می‌گیرد یا آن را تبدیل به بلا و مصیبت می‌کند. بنابراین، دگرگونی‌ها همواره از ناحیة ماست؛ وگرنه مواهب الهی، زوال ناپذیر است. هلاکت و عذاب، زمانی جامعه را در بر می‌گیرد که مفاسد عقیدتی و عمل (کفر، ظلم، کفران نعمت یا اعراض از آیات الهی) به صورت صفات جامعه درآید و از مشخّصات قوم و قریه گردد. عذاب پس از ارسال رسل الهی و دعوت جامعه به سوی حق و ارائة دلایل روشن، صورت می‌گیرد.

پی‌نوشت‌ها:

1. سورة کهف (18)، آیة ۵۹.
2. سورة اعراف (7)، آیة ۷۷.
3. سورة سبأ (34)، آیة ۱۹.