تبلیغات
شاید این جمعه بیاید... شاید - سینمای غرب چگونه به صهیونیسم مشروعیت بخشید؟
پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390

سینمای غرب چگونه به صهیونیسم مشروعیت بخشید؟

   نوشته شده توسط: سوررن نورزاد    


هنگامی که اولین کنفرانس صهیونیست در 29 اوت 1897 در شهر بال سوئیس شروع به کار کرد، جریانهای مختلف صهیونیست ولابی های سیاسی آن  در همه جای دنیا به این تکاپو افتادند که پس از برگزاری اولین کنفرانس، جریانی به راه اندازند که بتواند بیش از گذشته حرکتهای صهیونیسم  جهانی را توجیه کند وبه نوعی به این جریان فرهنگی-سیاسی مشروعیت کاذب ببخشد . به طورقطع بهترین و از اولین حرکتهای این جریان برای مشروعیت سازی تسلط بر رسانه ها بود. به گونه ای که پس ازمدت کوتاهی آنها به کمک انگستان وآمریکا  به یک امپراطوری رسانه ای بزرگ  دست پیدا کردند که درآن به دلیل هزینه های فراوان ولابی پشت پرده کسی نمی توانست درمقابل جریانهای رسانه ای آنها بایستد. در همین راستا آمریکا هم هالیوود را بی چون چرا دراختیار فیلم سازان طرفداران صهیونیسم جهانی و رژیم صهیونیستی  قرار داد تا بتواند درپهنه رسانه ای بزرگ هالیوود هر کاری که دوست داشتند وبه مقتضی سیاستهای رژیم صهیونیستی انجام دهند.
دراین بین یهودیانی که شروع به فعالیت درهالیوود کردند برنامه های خود را بر چند محور قرار دادند.
1-تلاش برای مشروع نشان دادن رژیم صهیونیستی و به نوعی جایگاه سازی تاریخی برای آن، به گونه ای که آنها سعی می کردند که در فیلمهای هالیوود به ویژه ژانر تاریخی وسیاسی این موضوع را به بیننده تلقین کنند که یهودیان از ابتدا به صورت گسترده در فلسطین حضور داشته اند و به طور کلی جایگاه اصلی یهود بیت المقدس یا همان سرزمین موعود یهود است.
2-مظلوم نمایی سیاسی به ویژه در فیلمهایی که درباره جنگ جهانی دوم وپس از آن ساخته شده است.
همه این اتفاقات درحالی است که سیاسیون آمریکا با پولهای کلانی که در هالیوود خرج میکنند،به دنبال کمک بزرگی به صهیونیسم برای القای اهداف آنها در پرده نقره ای هستند.
به نوعی که به جرات می توان گفت که بسیاری از کارگردانانی که در سینمای سیاسی هالیوود نقش دارند از کسانی می باشند که به خوبی به این جریانات وخواسته های آنان واقف هستند.

 

  • فیلمهایی برای نمایش دروغین مصیبتهای یهود

دراین بین برای اینکه سیر تاریخی ورود جریان حامی صهیونیزم به هالیوود را بهتر بشناسیم باید نگاهی بیاندازیم به فیلم " قول مردانه" به کارگردانی الیا کازان که درسال 1947 ساخته شد. فیلم با رویکرد تند ،سعی دارد تمام احساسات ضد یهودی درجهان را کاملا بی دلیل نشان دهد وحتی در قسمتهایی از فیلم، بازیگر نقش اول درپاسخ به ابراز نفرت مردم نسبت به یهودیان می گوید: برای رسیدن به سرزمین موعود باید این مصائب را تحمل کرد، فیلم سعی دارد به نوعی تمام نفرتها علیه یهودیان را از روی کینه ای نشان دهد که مردم به قوم سرور جهان به تعبیر فیلم دارند.
حتی سعی میکند به جریانهای صهیونیستی این مهر تایید را بزند که اینها همان کسانی هستند که در آینده بر جهان برتری پیدا خواهند کرد.اما دقیقا یک سال بعد فیلم "جستجو" ساخته شد تا درادامه فیلم قول مردانه برای اولین بار به صورت جدی بحث سرزمین موعود را در سینمای هالیوود مطرح کند. دراین فیلم به صورت  فوق العاده زیادی از نشانه هایی مانند ستاره داوود به نمایش گذاشته می شود. به گونه ای که حتی علامتی که دائم درفیلم در دستان بازیگر زن آن است دقیقا همین علامت است. فیلم پر از این نشانه ها  وعلامتهای دیگر صهیونیستی وحتی فراماسونری است به گونه ای که انگار فیلم ساز از روی عمد می خواهد ذهن بیننده را پس از فیلم با این نمادها درگیر کند.
اما دراین بین نکته مهم اینجاست که این دوفیلم در خود آمریکا وسینمای هالیوود ساخته شد، این درحالی بود که پس از چند سال برای اولین بار فیلم "مارگیر" درخود سرزمینهای اشغالی تولید شدوشاید هم به همین دلیل پس از این که درفیلم جستجو ،سرزمین موعود برای اولین بار  به نمایش گذاشته شد، برای اولین بار در فیلم مارگیر صحبت از "هولوکاست" بود. ساخت این فیلم دقیقا در زمانی بود  که پایه های حضور یهودیان درفلسطین در چشم جهانیان به تدریج بی توجیه جلو می کرد.

  • موج سینمایی برای مظلوم نمایی

برای همین این فیلم که با سیاستهای صهیونیزم جهانی کاملا پیش رفته بود ساخته شد ،تا اگر امکان داشت از طریق زبان تصویر حداقل حضور رژیم صهیونیستی توجیه می شد. دراین باره فیلم مارگیر به نوعی آغاز گر حرکت مظلوم نمایی درباره هلوکاست بود .چرا که درپی همین جریان سازیست که فیلم «زندگی یهودیان در سرزمین موعود» درسال 1923ساخته شد.این فیلم به طور کامل به شرح زندگی در سرزمینهای اشغالی به گونه ای می پردازد که گویی حق یهودیان نه تنها سرزمین موعودشان یعنی همان فلسطین است بلکه کسانی که دراین سرزمین به نام اعراب زندگی می کنند اشغالگران تاریخی آن هستند.
این درحالی است که چند سال قبل از این فیلم، با بودجه لابی های صهیونیسم فیلم "لشکر یهودیان" در سال 1905  به کارگردانی ژان یاکوب دف  ساخته شد،این فیلم دو هدف اصلی داشت:
1-نمایش دشواریهایی که به تعبیر تحریف شده این فیلم ،بر سر یهودیان آمده است.
2-زحماتی که بازهم براساس تاریخ تحریف شده که این فیلم از آن صحبت میکند درجنگ جهانی دوم کشیده اند.
چرا که به تعبیر این فیلم یهودیان علاوه براینکه  در جنگ جهانی دوم توسط آلمانها مورد آزار واذیت قرار گرفته اند در خود جبهه های جنگ هم دلاورانه جنگیده اند،هر چند که بر اساس اصل تاریخ یهودیان به دلیل منفعت طلبی که دارند هیچ گاه در جنگها حضورموثری نداشته اند.

  • مشروعیت سازی با فیلمهای مذهبی

اما فیلم «اینجا سرزمین توست» به کارگردانی "باروخ اجداتی" و فیلم  اگزدوس به کارگردانی "مینیجره" در سال 1968 اتفاقی تازه در سینمای صهیونیستی هالیوود بود ،چرا که در هر دو این فیلمها به ویژه در فیلم اگزدوس، فیلم ساز تلاش کرده بود که با مطرح کردن قسمتهایی از کتاب عهد عتیق به نوعی دست به مشروعیت سازی معنوی برای یهودیان بزند. دراین فیلم بحث مظلوم نمایی کمتر به چشم میخورد چرا که تمام تمرکز فیلم روی مشروعیت سازی دینی یهود قرار گرفته بود .به گونه ای که به جرات می توان گفت اگزدوس خدمتی بزرگ به صهیونیست در پیشبرد اهداف اشغالگرانه داشت،چرا که از یک طرف فیلم اگزدوس یهودیان را با استنادهای دروغین به کتاب عهد عتیق به اشغال بیشتر فرا می خواند، واز طرف دیگر فیلم اینجا سرزمین توست تمام یهودیان دنیا را به مهاجرت به سرزمینهای اشغالی تشویق می کرد.

گویی فیلم اینجا سرزمین توست شباهت زیادی با گفته های کشیش یکی از کلیساهای روم باستان در دوران جنگهای پنجم صلیبی دارد، چرا که درتاریخ ذکر شده که او به سربازان دستور می دهد که بیت المقدس را از دست  مسلمانان خارج کنند، چرا که آنجا  حق مسیحیت است.دقیقا مانند رویکردی که درفیلمهایی هاملری ادما وخانه پدرم به نمایش گذاشته شده بود ،به ویژه درفیلم هاملری ادما. هاملری ادما داستان جوان یهودی است که پس از مدتی متوجه مریضی روحی-جسمی در خود می شود ،دراین بین  پزشکش به او می گوید که برای درمان بیماری خود باید به سرزمین موعود سفر کنی! داستان فیلم آنقدر تعجب برانگیز است که هیچ چیز جز یک هدف سیاسی را بیان نمی کند، هدفی که حتی در نحوه نمایش آن کوچکترین اصول  حرفه ای هم رعایت نشده است وکارگردان در یک حرکت کاملا سیاسی سعی دارد تمام داستان فیلم را برمحوریت بازگشت به سرزمین یهود قرار دهد.
به ویژه دیالوگ ویژه ای که پزشک این جوان درفیلم به او می گوید نشانه عمق سیاسی گری این فیلم است، پزشک به او می گوید: به سرزمین موعود بازگرد که آرامش تو درآنجاست.

  • کارگردانان سیاسی در خدمت صهیونیزم

اما این فیلم و  دیگر فیلم ها درکنار فیلم سازان وابسته، باند بسیار قوی را برای توجیه اشغال ونشان دروغین  حقانیت یهودیان تشکیل می دهند. دراین بین باید از کارگردانانی مانند اسپیلبرگ و الکساندر فورد نام برد. الکساندر فورد با ساخت فیلم صابرا نقش بزرگی در ایجاد موج سینمایی به نفع صهیونیسم جهانی واشغال گری های او داشته است.
این درحالی می باشد که اسپیلبرگ بیش از همه کارگردانان نقش مهمی در ایجاد موج هالیوودی به نفع صهیونیسم ایفا کرده .اسپیلبرگ با ساخت فیلم معروف اسکار شیندلر که یک فیلم تماما سیاسی بود به نحو تاثیر گذاری بینندگان سینما را به باور مظلومیت یهود فراخواند. فیلم به صورت اغراق آمیزی درباره کشتار بی رحمانه درآلمان سخن می گوید، به گونه ای که درآن ، فیلم بدون هیچ منبع تاریخی کشتاریهودیان را درحد یک فاجعه کشتار بی رحمانه که هیچ گاه درتاریخ مشابه آن صورت نگرفته است به نمایش می گذارد، از سوی دیگر این فیلم فوق العاده از ساختار سیاسی یک طرفانه برخوردار است.
البته باید به کیفیت بالای فیلمنامه هم اشاره داشت چرا که درکناراین فیلمنامه قوی ، صحنه های زندگی یهودیان درآلمان را بسیار غم بار نشان می دهد به گونه ای که بیننده را تحت تاثیر خود قرار می دهد ،که این موضوع نشان دهنده آن است که نسل جدید فیلم سازان سیاسی هالیوود کار خود را برای تبلیغ صهیونیزم به خوبی بلدند.

  • یکشنبه غم انگیز،آغازی دوباره برای صهیونیزم هالیوودی

به واقع فیلمهایی مانند اسکار شیندلر موج جدیدی را به نفع صهیونیست رسانه ای به راه انداخت به گونه ای که می توان فیلم "یکشنبه غم انگیز" به کارگردانی رولف شویل را یکی از این فیلم ها دانست. این فیلم داستان یک یهودی هنرمند است که با هجوم آلمانیها به مناطق یهودی نشین مجبور می شود عشق خود را ترک کند، دراین بین او قطعه ای را با پیانو نواخته است که در تمام دنیا هر کسی آن را گوش می دهد اقدام به خودکشی می کند، این قطعه نامش یکشنبه غم انگیز است. فیلم سعی دارد این قطعه وخود کشی سراسری در جهان را به نوعی سوگواری سراسری برای  یهود نشان دهد. داستانی که به نوعی دیگر درفیلم "پیانست" ساخته رومن پولانسکی  تکرار شد. این فیلم درباره یک پیانیست یهودی می باشد  که از اغاز جنگ جهانی دوم تا پایان آن  شاهد جنایتهایی است که به تعبیر این فیلم علیه یهودیان انجام شده است،موضوع قابل توجه اینجاست که پیانیست جوایز زیادی از اسکار را به خود اختصاص داد که این نشان دهنده رویکرد خاص حمایتی اسکار از بعضی فیلمها بود.

  • ارتباطاتی خارج از حوزه فیلمسازی!

دراین بین باید به این نکته هم اشاره کرد که بعضی کارگردانان مانند اسپیلبرگ علاوه بر فیلمسازی ارتباطات بسیار زیادی با لابی های صهیونیستی داشته اند. به نوعی که او در سال 2002 یک وام 3 میلیون دلاری را از بانک صهیونیستی  چیس منهتن آمریکا دریافت کرد که این خود نشان از رویکردهای آینده لابی های سیاسی اقتصادی صهیونیسم درباره هالیوود وکارگردانان آن دارد.
علاوه براین باید به این نکته هم اشاره کرد که با وجود ساخت فیلمهای فراوان درباره مظلومیت وحقانیت یهود وجهت گیریهای کاملا آشکار درآنها به نفع این جریان بازهم فیلمهای جدیدی دراین رابطه ساخته شده است که نمونه آن را می توان درفیلم لعنتی ها بی آّبرو مشاهده  کرد، فیلمی به کارگردانی تارانتینو. فیلم به صورت کاملا آشکار سعی در قهرمان سازی یهودیان دارد، حتی  کشتار افراد به دست آنها را نوعی انتقام جویی تاریخی نشان می دهد. تا شاید بیننده  به این باور برسد که یهودیان هر جایی که کشتار می کنند به دلیل ظلمی است که قبلا به آنها  شده است.
به هر ترتیب باید به این نکته اشاره کرد که سینمای هالیوود بی شک امروز در تسخیر لابی های فرهنگی صهیونیستی است، به گونه ای که می توان به جرات به این نکته اشاره کرد که به زودی باید نسل جدیدی از این فیلمها را مشاهده کرد فیلمهایی که این بار به احتمال زیاد در حیطه آخر زمان صهیونیستی یا به تعبیری در تحقق افسانه هفت شیپور تولید خواهد شد.
سورن نورزاد