تبلیغات
شاید این جمعه بیاید... شاید - مختار
سه شنبه 8 شهریور 1390

مختار

   نوشته شده توسط: سوررن نورزاد    

مختار : لا حَولَ ولا قُوّةَ إلاّ باللّه ؛ دنیا با همه ی عظمت و زیباییش روزی خواهد مرد و خورشید

و ستارگان با همه فروغشان تاریک خواهند شد ، کوه ها با تمام بلندا و غرورشان فرو خواهند ریخت و آبی دریاها کدر شده آبشان به جوشش در خواهد آمد و سبزی جنگلها به سرخی خواهد گرایید چونان آهن گداخته در کوره ، در چونان هنگامه ای آدمی مورچه ای را ماند که آب در خانه اش افتاده و او آسیمه سر در پی مامنی می دود، می دود، می دود و کجاست جنت الماوا ؟پلی را بین خود و بهشت خدایش مانع می بیند و این پل گاه پهن است و گاه باریک ، گاه صاف است و گاه پیچاپیچ ،  گاه تیز و گاه لغزان ،اعمال ما در این دنیا کم و کیف ما آن را معین می کند ؛ برای حکام جور چونان تار مو باریک است و لغزان و لغزان و لغزان .
آن روز تمام اعضاء و جوارح ما بر عدالت یا بی عدالتی ما شهادت خواهند داد و هیچ عملی ، هیچ عملی هولناک تر از بی عدالتی نیست . شما مدتی زمام امور خویش را به مختار ابو عبید ثقفی سپردید و خواستید در میانتان به عدالت حکومت کند تا آنجا که در توانم بود به طلب حقتان کوشیدم و با آفتهای عدالت خواهی جنگیدم ، من هرچه که بودم و هرچه که هستم خدایم بهتر می داند بد خواهان کذابم می نامند وستمکاران دنیا دوست و قدرت طلبم می خوانند اویی که مبرا از خطا و گناه است ولی و وصی خداست ، کتمان نمی کنم که در مسیر قیام گاه پایم لغزیده و گاه دست و زبانم خطا کرده است گوشهایم گاه نشنیده اند ، چشمهایم گاه ندیده اند از خدا می خواهم که مرا ببخشد و خدا ارحم الراحمین است ؛ امروزمی خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است ، تزویر با لباس دیانت و تقوی به میدان می آید تزویر سکه ایست دورو که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابلیسش و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهرمتدین 
یا ایها الذین امنوا ، امنوا  به شما قول می دهم چنانچه با همان نیات روزهای نخستین قیام شمشیر بزنید پیروزید و بر دشمن مزور غلبه می کنید ، در میان شما هستند کسانی که احیانا قصد تسلیم دارند من بیعتم را از ایشان بر می دارم و اتمام حجت می کنم تزویر به شما امان می دهد تا مقاومتتان را بشکند پس از غلبه شک نکنید گردنتان را خواهد شکست .